بازخورد درباره این کالا

دختری که پروانه شد

0
از 0 رای

0دیدگاه

ویژگی های محصول
  • نویسنده : رقیه بابایی
  • ناشر : مهرستان
  • دسته بندی : کودک و نوجوانان
  • تعداد صفحه : ۹۶
فروشنده
آنی کتاب
منتخب
99% رضایت خریداران عملکرد عالی
تایید شده توسط آنی کتاب
ضمانت اصالت کالا

در انبار موجود نمی باشد

  • ارسال توسط آنی کتاب
ناموجود
بروزرسانی قیمت: 1 بهمن 1404
آیا قیمت مناسب تری سراغ دارید؟
مرا اگاه کن


از طریق:
ثبت

نقد و بررسی

دختری که پروانه شد

معرفی کتاب دختری که پروانه شد

کتاب دختری که پروانه شد نوشتهٔ رقیه بابایی است. این کتاب را نشر مهرستان منتشر کرده است.

 

درباره کتاب دختری که پروانه شد

این کتاب داستان دختری به‌نام زیتون است. پدر زیتون در حال زنده‌به‌گور کردن دخترش بوده که مردی او را می‌بیند و به قیمت چند درهم او را می‌خرد. اتفاقات در زمان صدر اسلام روایت می‌شود وقتی که مردم در مکه هنوز بت‌ها را می‌پرستند.

 

زیتون می‌خواهد یک خلخال بدزدد تا با پولش نام و نشانی از مادرش پیدا کند اما در همین زمان صاحب خلخال متوجه می‌شود.

 

خواندن کتاب دختری که پروانه شد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به کودکان و نوجوانان علاقه‌مند به داستان پیشنهاد می‌کنیم.

 

بخشی از کتاب دختری که پروانه شد

«اما چاره‌ای نداشت. شال را دستش گرفت و دوباره نشست و به پاهایی نگاه کرد که از شنیدن نالۀ گاو به جنب‌وجوش افتاده بودند. برخلاف همیشه که با شنیدن صدای حیوانی که وقتی دمش را می‌کشید یا ضربه‌ای به سرش می‌زد می‌خندید، حالا با شنیدن نعرهٔ گاو، در دلش هراس افتاده بود. می‌ترسید در این شلوغی نتواند فرار کند و به جرم دزدی دستش را مقابل بت هَبل قطع کنند. بعد او هم بشود یکی مثل خالد، آوارۀ کوچه‌ها. موهایش از عرق دور گردنش به‌هم چسبیده و دهانش خشک شده بود. از میان پاها چهاردست‌وپا جلو رفت و چند باری انگشتش زیر پای‌پوش‌ها لگد شد و خراش برداشت. تا خلخالی را نشان می‌کرد و می‌خواست دستش را پیش ببرد، قلبش تند می‌زد. پشیمان می‌شد و باز جلوتر می‌رفت. مطمئن بود حالا زبیده با چند خلخال و سکه به حجره بازگشته و او هم مثل روزهای قبل، هرچه التماسش کند، می‌گوید خودش برای سفر به روم هنوز درهم و دینار خیلی کم دارد. با خودش گفت اما من که نمی‌خواهم به روم بروم. با همان یک خلخال هم دختران لبیدی افسونگر، مهره‌ها را برایم، می‌اندازند و وردی می‌خوانند. بعد به چشم‌هایم خیره می‌شوند و می‌گویند پلک نزنم تا موجودات نادیدنی کم‌کم حاضر شوند. آن‌وقت است که به تنها سؤال عمرم پاسخ می‌دهند. باز همان‌طور نشسته از میان آدم‌ها و بت‌های دور کعبه قدم برداشت و جلوتر رفت تا به بت اساف، نزدیک حجرالاسود رسید.»

امتیاز کاربران به:

دختری که پروانه شد (0نفر)
کیفیت ساخت
0
ارزش خرید به نسبت قیمت
0
امکانات و قابلیت ها
0
سهولت استفاده
0

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.

نظرات کاربران

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

    هیچ پرسش و پاسخی ثبت نشده است.

پرسش خود را درباره این کالا بیان کنید

ثبت پرسش

محصولات مشابه